۱۳۹۰ مهر ۴, دوشنبه

قابل درک نیست

حمله پلیس به مهمانی ها هیچ توجیه قانونی ندارد. حریم خصوصی قابل تعرض نیست. اینکه رئیس پلیس یک مملکت افتخار خود بداند که به حریم خصوصی شهروندانش تجاوز می کند جای خود دارد. قانون ایران خودمان، همین ایران اسلامی، مشخصا به حریم خصوصی افرد احترام می گذارد. چهاردیواری اختیاری.

حمله پلیس به مهمانی ها همیشه تلفات بر جای گذاشته است. این تلفات هم از نوع روحی بوده است هم جانی. اما نکته ای که آن را نمی توانم درک کنم چرایی این ماجراست؟ تا کنون یاد ندارم که مرجعی (غیر از پلیس) از وجود چنین مهمانی هایی صریحا انتقاد کرده باشد. واقعا چه دلیلی غیر از مسائل مادی می تواند در این بین باشد؟ اقتدار؟ ایجاد ترس؟ به رخ کشیدن خوی وحشی گری؟

کدام از اینها واقعا به نتیجه رسیده است؟

۱۳۹۰ مهر ۳, یکشنبه

شیرزنها

به تازگی مسیح علی نژاد مصاحبه ای را با مادر سهراب اعرابی انجام داده است. در این مصاحبه مادر سهراب با طرح سوالهای بنیادی و بسیار ساده گفتمان کریه حکومتی ایران را به چالش می کشد و مورد استهزا قرار می دهد. مسیح علی نژاد را می ستایم برای ثابت قدمیش در راه زنده نگاه داشتن یاد شهدایمان و مادر سهراب را تاج سر خود می دانم زیرا که به راستی مادری دلسوز برای همه ماست.

در زیر این مصاحبه آورده شده است.





مصاحبه دیگر مسیح علی نژاد با پدر میثم عبادی



۱۳۹۰ مهر ۱, جمعه

میزان استقلال قوه قضاییه در این دو سال

* بازداشتگاه کهریزک به ناگاه میزبان افرادی می شود که بدون رعایت قانون دستگیر، کشته و یا مورد تجاوز قرار گرفته اند. متهم اصلی دادستان وقت تهران است که  برای مجازات به سمت معاون دادستان کل کشور تقلیل درجه پیدا کرده است. لازم به ذکر است که وی زمانی که ۱۹ ساله بود بدون تحصیلات حقوقی دادیار و یک سال بعد به سمت رئیس دادگاه عمومی شهر بابک منصوب شد.

* با آنکه قانونا جرائم سیاسی می بایست در یک دادگاه علنی مورد بررسی قرار گیرد، این قانون توسط ضابطان قضایی نقض می شود و دادگاهها به صورت نمایشی و پشت درهای بسته با یک فیلمنامه مندرس اجرا می شوند.

* افراد جامعه به گوشه چشمی از فردی انتصابی خارج از قوه قضاییه دستگیر می شوند. پس از دستگیری حکم جلب آنها صادر می شود و پس از مدتی اگر این افراد شانس بیاورند و هنوز زنده باشند به اشارتی دیگر از همان مقام خارجی مورد «رافت اسلامی» قرار می گیرند تا آزاد شوند.

* دبیر شورای نگهبان در یک نماز جمعه حکم به زندانی شدن و قطع تمامی حقوق انسانی دو تن از سرشناس ترین مهره های انقلاب می دهد. پس از چند روز حکم اجرا می شود.

* سه آمریکایی در حالی که مشخص نیست واقعا در مرز ایران هستند یا عراق در کوه و بیابان دستگیر می شوند. پس از ۲ سال بررسی حقوقی، دستگاه قضایی به این نتیجه می رسد که آنها در بیابان مشغول جاسوسی بوده اند. پس هر کدام به ۸ سال حبس قطعی محکوم می شود. اما ناگهان شب سفر سالیانه محمود احمدی نژاد به نیویورک به قید وثیقه آزاد می شوند. سخنگوی وزارت امور خارجه از میانجیگری کشوری ثالث خبر می دهد.

* فردی از سال ۸۸ تا ۹۰ پس از زد و بندهای سیاسی حدود ۳ میلیارد دلار اختلاس می کند اما حتی نام واقعی چنین فردی نمی تواند به مجلات و روزنامه ها راه پیدا کند.

* عملا امکان طرح شکایت علیه افرادی که قانونا مسئول اتفاقات کشور هستند نظیر رهبری، روسای سه قوه، اعضای شورای نگهبان و هر آنکس که به نوعی با این حلقه مرتبط باشد خط قرمز به حساب می آید و جرم محسوب می شود.

* دید اسلامی قضیه: حضرت علی در هنگام خلافت خود در دادگاهی حاضر می شود و در نهایت رای دادگاه به نفع فرد یهودی اعلام می شود و حضرت علی آن را می پذیرد و از آن تمکین می کند.

۱۳۹۰ شهریور ۳۱, پنجشنبه

حک

یادم است زمانی که احمدی نژاد به فرمان دولت مداری ایران چسبید همه امیدمان نا امید شده بود. در آن شب ناگوار همه به سراغ خانه هنرمندان رفتیم و آنجا زانوی غم بغل کردیم. در همین حین یک هموطن خوش فکر وبسایتی راه انداخت به نام الف نون. در این وب سایت همانطور که خودش اشاره کرده بود می خواست محلی باشد برای ثبت گفتار و وعده و عیدهای احمدی نژاد. تا نکند زمانی یادمان برود چه بر سرمان رفته است. اکنون اون وبسایت دیگر وجود ندارد اما خوشحالم از اینکه حداقل تبدیل به یک وبلاگ شده است. با این حال وبلاگ الف نون دیگر خسته شده است و نای نوشتن ندارد. انگار دروغگویان و دغل کاران آنقدر پست فطرتی نشان داده اند که دیگر نیازی به نوشتن در تاریخ نیست. داستانی بر پشت هیکل تکیده اش حکاکی شده است.

امیدوارم این دوست عزیزمان دوباره شروع به یادداشت برداریهاش کند. زیرا که امید چشم اسفندیار کسانیست که به دنبال تحمیل فراموشی به جامعه اند.