۱۳۹۲ بهمن ۱۵, سه‌شنبه

نامه ای به حسن (توافق ژنو)

سلام حسن جان،

پیامت را شنیدم. من هم به عنوان شهروندی از این جامعه می خواهم نظری مکتوب عرض کنم، شاید که راهگشا باشد. توافق ژنو در حد خود توافق خوبی بود. اگرچه نمی دانم منظور از آزادکردن پول برای مصارف دانشجویی اصولا چه معنیی میدهند اما محدود کردن برنامه خطرناک هسته ای ایران خوب است؛ نه اینکه ایران حق غنی سازی نداشته باشد، اما آنطور که این پروژه پیاده سازی می شود فقط خطر تشعشعات رادیو اکتیو برای مردم به ارمغان می آورد. راکتور آب سنگین اراک هم که بهتر است تعطیل شود. این راکتور بر مبنای تکنولوژی احد بوق فرانسوی ها ساخته شده و کسی نمیداند اگر از کنترل خارج شود چه می شود. از نظرم توافق هسته ای بیشتر از اینکه به نفع دول بیگانه و متخاصم باشد به نفع مردم است. تا اینجای کار، خیلی هم خوب و عالی. دست شما درد نکند.

ای کاش کار به همینجا خاتمه پیدا می کرد. جنابعالی به درستی فهمیدید که در این فرصت ۶ ماهه، با دست روی دست گذاشتن کاری به پیش نمی برید. در این شش ماه باید حداکثر منافع دول غربی و متخاصم به کشور جذب شود تا قدرت چانه زنی بالا برود. آفرین که در داووس این شرکتهای مغرور دو ریالی که شهره خاص و عام هستند دعوت به همکاری شدند. اما چیزی که کمتر توجه می کنید مسائل سیاسی داخلی کشور است که پا جای محمود گذاشته اید و حرف های صد من یک غاز می زنید. باز دست شما درد نکند از گشایشهای نصفه و نیمه فرهنگی، اما دخالتهای وزارت اطلاعات و موازی کاری های سپاه باید بساتشان جمع شود و بروند پی کارشان. مطبوعات حرف بزنند و بخاطر یک کلمه «کلاغ سیاه» گفتن به چادر تخطئه نشوند. سخن اقلیت و اکثریت جامعه مجال بیان پیدا کنند تا در مطبوعات منعکس شوند. نه فقط شریعتمداریها، که به قول شما بی سواد هم هستند، هر چه می خواهند بار جامعه کنند. سرمایه گذار امینت میخواهد. فقط حرف جامعه می تواند مسئولین پاسخگو بوجود بیاورد تا اعتماد سازی شکل بگیرد. یک مشت حرف پوپولیستی از شما و جناب ظریف که نشد اصلاحات سیاست داخلی.

آخر توافق ژنو سیاه است. چه خوشتان بیاید چه نیاید. تا حرف جناح تندرو برو دارد و گوش عالی ترین مقام کشور ناشنوا، پایان کار مثل پر کلاغ سیاه است. زندانیان سیاسی باید آزاد شوند و محصورین آزاد. قوه قضاییه آری از دروغ و محاکم همه علنی شوند. آنوقت ببینید چه کارزاری که اتفاق نیافتد.

قربانت. رهگذر

۱۳۹۲ خرداد ۲۸, سه‌شنبه

ملتِ در صحنه


تجربه انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ این نکته را به حاکمیت آموخت که تا چه حد حقله های صالحین نا کارآمدند. آن چیز که کارآمد است همانا بازگشت عقلانیت و بها دادن به سرمایه های اجتماعیست. تنها در چنین حالتیست که جریانهای اجتماعی همچون رودی خروشان جاری شده و کشور را جزعی از وجود خود می شمارند. زمانی که ملت خود به درستی حق خود را تشخیص بدهند و راه را پیدا کنند دیگر هیچ قدرتی نمی تواند آنها را از رسیدن به حقی عقب نگاه دارد.

ما به روحانی رای دادیم تا صدای خفته در گلویمان را فریاد کنیم. و چه خوب این کار را کردیم تا حسین شریعتمداریها آنچنان به خود بلرزند که تحلیل هایشان بچه گانه تر از همیشه به نظر برسد. اما ما، فرزندان جنبش سبز، حتی برای نااهلانی چون شما نیز حق حقوقی قائلیم و به آنها احترام می گذاریم اگرچه موافقتان نیستیم.

واقعیت امر این است که روحانی مشکلات زیادی پیش روی دارد و ما نیز وظیفه داریم که او را همراهی کنیم و عقل و منطق را توشه راه خویش قرار دهیم. دلیل محکمه پسند بیاوریم تا پیش برویم. با تمام اینها نباید خواسته هایمان را از یاد ببریم. ما به روحانی رای ندادیم تا از شخص حمایت کنیم، ما به عقلانیت رای دادیم تا آن را پیش ببریم و جایگزین بی منطقی کنیم. منظور من گذر از اعتدال نیست، نه اشتباه نکنید، ما باید به حد اقلها اتکا کنیم تا به حداکثرها برسیم.

برای نیل بدین امر می بایست همواره «در صحنه باشیم»! «مردم باید همواره در صحنه باشند» چقدر سخن آشناییست. اینها سخن های سنجیده ای هستند و باید قدر این نقشه راه را بدانیم. نباید صحنه را خالی کرد! باید همواره حضور جنبش سبز احساس شود و مطلباتش فریاد شود. روز قدس، ۲۲ بهمن و مناسبتهای دیگر. تمام اینها مال ما نیز هستند و «باید» از آنها استفاده کنیم تا مطالبات خویش را فریاد کنیم. این تنها راه «در صحنه» بودن است! زین پس «مامور شعار» تمام ایرانیان هستند.. دیگر بلندگو نمی خواهیم.

به امید ایرانی آباد همراه با آزادی بیان

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۵, دوشنبه

پیشنهاد برای نوعی مبارزه مدنی

نزدیک به سه سال از کودتای انتخاباتی ریاست جمهوری می گذرد. اگرچه هنوز می توان جنبش سبز را زنده دانست اما چندان اثری در زندگی مردم بازی نمی کند. تلاشهایی برای فشار به حاکمیت انجام گرفت، نظیر سه شنبه های اعتراض، که از نظر من چندان موفقیت آمیز نبودند. برد برخی دیگر از تلاشها نیز بیش از فضای مجازی نبود. در خوش بینانه ترین حالت من گمان نمی کنم بیش از۵ هزار فعال اینترنتی سبز داشته باشیم. لازم به ذکر است که منظور از فعال اینترنتی سبز فردیست که اقلا اخبار مملکت و جنبش سبز را جدی دنبال کند. اینان اگرچه بسیار زحمت کش هستند اما برد گفتارشان زیاد نیست. در نهایت فعالیتهایشان در چنبره خودشان خلاصه می شود.

به اعتقاد من در شرایط کنونی تنها ابزارهای فشاری مفید فایده خواهند بود که هم قانونی باشند و هم قابلیت اتصال به شبکه های اجتماعی موجود دیگر را داشته باشند. ساختن شبکه اجتماعی مورد نظر خودمان در شرایط کنونی بسیار دشوار است پس یکی از راه حل های موجود می تواند استفاده از شبکه های اجتماعیی باشد که وجود دارند ولی ما چشممان را به روی آنها بسته ایم.

پس از آهنگ «نقی» شاهین نجفی، موجی از دست به دست شدن استفتا را کشور و در گفتگوهای روزانه در شرکت، تاکسی و اتوبوس شاهد بودیم. این رخداد نشان دهنده یکی از چالشی ترین موضوعات نظام اسلامی باشد. از آنجا که خیلی افراد اعتقاد دارند که نظام کنونی قوانین موجود کشور و یا حتی شرعیت اسلام را رعایت نمی کند چرا از این چالش استفاده نکنیم؟

می توان شماره تلفن، آدرس پستی یا آدرس پست الکترونیک مراج تقلید را استخراج کرد و روزی در هفته را «روز استفتا» نام گذاری کنیم. در این روز همه سوالی در مورد موضوعی واحد از تمام مراجع، حتی آیت الله خامنه ای*، بپرسیم. این سوال می تواند یک سوال واحد در مورد اصول اسلام و یا موضوعات شیوه برخورد با مردم تحت حکومت شارع اسلامی باشد.  

اولین استفتا می تواند چیزی شبیه این باشد: آیا زندانی کردن افراد تحت شرایطی که محاکمه نشده اند، جرمشان مشخص نیست و از حقوق قانونی خود برخوردار نیستند شرعا جایز است؟

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۳, شنبه

آزاد اندیشی

وقتی خبرهای هفته گذشته را مرور می کردم به خبری از مراجع برخورد کردم که در نوع خودش جالب می نمود. وجود کتابهایی که حاوی اشاره به وهابیت و اسلام سنی در نمایشگاه کتاب وجود داشت رنگ از رخسار برخی مراجع آنقدر برده بود که شاید یکی از شدیدترین و بی پرده ترین انتقادهایشان را نثار دولت اقتدارگرا و مورد تاییدشان کردند.

سخن در باب چرایی این انتقادات بسیار زیاد است. اما مدتی به این مساله فکر می کردم که سیاستهای تبلیغاتی شیعی و شیعه گری در این ۳۳ سال آیا اینقدر ضعیف بوده است که یک مسلمان شیعه با خواندن جملاتی می تواند به راحتی منقلب شود؟ و آیا با محدود کردن علم «مطلب» می توان مذهب یا هر اندیشه ای را گسترش داد؟ آیا می توان رندانه از چنین تفکری انتظار آزاد اندیشی داشت؟ من که فکر نمی کنم.

فلسفه نگارش

مدت زمانی از نگارش آخرین نوشته ام می گذرد. هیچ گاه از وبلاگ نویسهایی که پس از مدتی به وبلاگشان سر می زنند و اظهار می دارند دیگر می خواهم بنویسم... خوشم نیامده است. من نیز این کار را نمی کنم. و این آخرین پست من در توضیح چگونگی نگارش در این وبلاگ است. من هیچ قدرت پیش بینی در ضمینه مقدار نگارش و چگونگی آن ندارم. تنها این را می دانم که اگر بتوانم می نویسم.

این چند وقت آنقدر درگیر مسائل مختلف بودم که، اگرچه موضوعات جذابی وجود داشت، مجالی برای نگارش نبود. یک رهگذر همواره با خود زمزمه می کند مگر آنکه مرگ امانش نداده باشد.

۱۳۹۰ دی ۲۱, چهارشنبه

ترور

شاید یکی از ناشایست ترین پدیده های بشری «ترور» باشد. ترور بیشتر پیرامون مسائل سیاسی صورت می گیرد. اگرچه واژه هایی همچون «ترور شخصیت» نیز باب است اما بیشتر هدف قتل فردیست که افکار سیاسی متفاوت دارد. ترور از جانب هر گروه، فرد یا دسته با هر هدفی مسموم و زننده است. با گرفتن «حق» زندگی از یک فرد تنها نا کارآمدی توان استدلال و غیر انسانی بودن شیوه به هدف رسیدن تروریست ثابت خواهد شد.

۱۳۹۰ دی ۲۰, سه‌شنبه

آخرین سیاستهای اقتصادی در کشور

چند روز پیش در خبری رئیس کل بانک مرکزی از برنامه ای برای بهبود نرخ ارز و سیاستهای پولی خبر داد اما برنامه خود را محرمانه(!) دانست و گفت به صلاح نیست برنامه ها را بگوید! اما سیاستهایی که بطور کلی گفته شده است عبارت بودند از «تعدیل، تعادل و ثبات بازار ارز و قیمت هاست.» در حالت عادی، این سیاستها، سیاستهای کلی و از وظایف اصلی این بانک است. در ذیل بصورت خلاصه به عمکرد و برنامه های بانک مرکزی برای تثبیت ارز می پردازم.


۱۶ تیر ۱۳۸۹

محمدرضا خباز با انتقاد از عدم استقلال بانک مرکزی خاطر نشان کرد: بانک مرکزی مجبور است در راستای حمایت از سیاست‌های دولت آمار نادرست و به سود دولت ارائه دهد.
نماینده مجلس از ارائه آمار غلط توسط دولت انتقاد می کند. ارائه آمار غلط از جانب مسئولان مملکتی جرمی سنگین به حساب می آید. در مقابل اگر گفته نماینده مجلس اشتباه است می بایست رسیدگی می شد. هیچ کدام اتفاق نیافتاد.


۰۵ شهریور ۱۳۸۹
در واکنش به مصوبه اتحادیه اروپا در مورد تحریم های بانکی ایران، رئیس كل بانك مركزی ایران، از خروج منابع بانك‌های ایرانی مستقر در اروپا خبر داد و ضمن "بی اثر" خواندن بلوكۀ منابع برخی از بانك‌ها گفت: از شش ماه قبل تمام این اتفاقات را پیش‌بینی كرده و اقدامات لازم برای مقابله با آنها را به اجرا گذاشته بودیم.
وی همچنین خاطرنشان کرد "هر لحظه كه به صلاح باشد، برای تغییر سبد ارزی وارد عمل می‌شویم و از دلار و یورو استفاده نخواهیم کرد."
۷ اردیبهشت ۱۳۹۰
رئیس کل بانک مرکزی با بیان اینکه "ده میلیون قطعه سکه در راه بازار است"، از توزیع انبوه سکه‌ طلا از طریق بانک‌ها به منظور کاهش قیمت خبر داد.

محمود بهمنی در مصاحبه با خبرگزاری مهر، با ذکر بر اینکه "هر میزان که طلا در بازار فروخته شود، به‌‌ همان میزان خریداری کرده و جایگزین آن می‌کنیم" گفت: "بازار سکه باید به قیمت واقعی خود بازگردد."

۷ اردیبهشت ۱۳۹۰
قیمت سکه حبابی است و اینقدر سکه در بازار خواهیم ریخت که قیمت اصلی برسیم.
 این حباب هیچگاه ترکیده نشد بلکه بزرگتر نیز شد.

۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۰
در حالیکه اواخر سال گذشته دولت از وجود صد میلیارد دلار در حساب ذخیره ارزی کشور، برای مقابله با هرگونه مشکلی خبر داده بود، در جلسه علنی روز پنجشنبه هشتم فروردین ماه مجلس شورای اسلامی، پیشنهاداتی از سوی نمایندگان برای برداشت از حساب ذخیره ارزی در طول سال جدید مطرح شد که یکی از نمایندگان با استناد به سخنان چند روز قبل رییس کل بانک مرکزی گفت که تا پایان سال گذشته حتا یک دلار هم در حساب ذخیرۀ ارزی کشور نمانده است.
 هشدار از جانب رئیس بانک مرکزی.

۶ خرداد ۱۳۹۰
در پی افزایش نرخ ارز در بازار ایران، محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی این کشور می گوید: "آنقدر در بازار ارز می ریزیم تا بازار اشباع شود".
راه حل تکراری. پول میریزیم. اما چیزی را حل نمی کنیم.

۷ خرداد ۱۳۹۰
محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی ایران ضمن تکذیب کمبود ارز خارجی در این بانک گفت: "خوشبختانه قیمت نفت بالا رفته و ما به طور میانگین هفته ای بیش از یک میلیارد دلار به بازار می ریزیم. حالا برای بالا بردن بازار سیاه شاید هفته ای تا دو میلیارد دلار و بیشتر هم به بازار بریزیم."

۲۳ خرداد ۱۳۹۰
محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی می گوید که این بانک تصمیم به عرضه بیشتر ارز در بازار دارد و تفاوت قیمت نفت ۱۲۰ دلاری فعلی و ۸۱.۵ دلاری مصوب در بودجه، این کشور در تامین مازاد ارزی مشکلی نخواهد داشت.

۲۹ خرداد ۱۳۹۰
محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، روز یکشنبه (۲۹ خرداد - ۱۹ ژوئن) در گفتگو با خبرگزاری مهر اعلام کرد که سیاست بانک مرکزی رساندن بهای دلار آمریکا به ۱۱۰۰ تومان طی روزهای آینده است.
آقای بهمنی با اشاره به کاهش بهای دلار آمریکا طی چند روز گذشته در بازار آزاد ایران گفت: "روند کاهشی نرخ دلار تا جایی پیش خواهد رفت که در بازار هیچگونه تفاوت قیمت ارزی وجود نداشته باشد و تعادل در بازار ایجاد شود."
توسل به حرفهای غیر منطقی و فرافکنی. در یک کشور عدالت محور چنین عملی باعث آسیب دیدن بازرگانی شده و دولت در صورت قبول چنین عملی، دادستان می بایست از بانک مرکزی و در راس آن دولت اعلام شکایت کند تا حقوق از دست رفته بازرگانان و مردم عادی را حفظ کند.

۱ تیر ۱۳۹۰
در ادامه تلاش‌های بانک مرکزی ایران برای کاهش نرخ ارز و طلا در این کشور، رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرده است که مسافران به هر میزان ارز نیاز داشته باشند، بانک مرکزی به آنها می فروشد.
اعلام خبری غیر واقعی و صرفا سیاسی، البته دور از ذهن نیست که در دولت عدالت محور بیان چنین اخباری بدون پیامدهای حقوقی و سیاسی بوده است.

۳ مرداد ۱۳۹۰
رئیس کل بانک مرکزی ایران می‌گوید طرح دولت برای اعطای کارت خرید به کارمندان و کارگران منجر به بالا رفتن تورم می شود، عملی نیست و مسئولیت تامین اعتبار برای این طرح را به بانک ها واگذار کرده است.

۷ مرداد ۱۳۹۰
به گزارش خبرگزاری مهر، آقای بهمنی می گوید که "بانک مرکزی به دنبال کاهش نرخ ارز نیست بلکه به دنبال تعادل بخشی به نرخ ارز است."
بجای بهره گیری از کارشناسان زبده اقتصادی و ارائه راه حل برای مشکل ارز. بانک مرکزی به دنبال حرفهای عامه پسند می رود. حرفهایی که به زودی غیر واقعی بودن خود را اثبات کرد.

۲۴ مرداد ۱۳۹۰
در پی درخواست مجلس سنای آمریکا برای تحریم بانک مرکزی ایران، محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی ایران تحریم این بانک را "غیراصولی" و "سیاسی" توصیف کرده و گفته که بانک مرکزی وابسته به دولت نیست و نباید تحریم شود.
زمانی که رئیس بانک مرکزی در سیطره دولت است و از آن به عنوان حیاط خلوط استفاده می شود قطعا با داشتن اسم بانک مرکزی دلیلی بر غیر دولتی بودن آن نمی تواند باشد. اگر بانک مرکزی مستقل بود کشور هیچ گاه اینچنین به ورطه سقوط اقتصادی قرار نمی گرفت.

۲۸ مرداد ۱۳۹۰
در واکنش به بالا رفتن قیمت سکه طلا در ایران که روز گذشته به بهای بالاتر از نیم میلیون (۵۰۰ هزار) تومان به فروش رفت، بانک مرکزی این کشور می گوید با افزایش قیمت جهانی طلا، ناگزیر از افزایش قیمت سکه است.
با یک حساب و کتاب ساده و رجوع به آرشیو قیمت جهانی طلا به این نتیجه می توان رسید که قیمت ۸۰۰ هزار تومان در آن وقت از قیمت جهانی طلا ۶۰ تا ۷۰ هزار تومان بالاتر بود.

۷ شهریور ۱۳۹۰
محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی ایران در واکنش به واگذاری مسئولیت انتشار نرخ تورم به مرکز آمار ایران گفته که "به یکباره اعلام کردند که نرخ تورم را بانک مرکزی اعلام نکند و فلان سازمان اعلام کند."

۱۱ شهریور ۱۳۹۰
محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، خطاب به معامله گران بازار سکه طلا در داخل کشور گفته است که قیمت سکه در تمام دنیا نامتعادل است و افزوده "فعالان این بازار مراقب باشند زیان هنگفتی نبینند.
اکنون مشخص است این آینده نگری و هشدار از جانب رئیس عالی ترین موسسه بانکی کشور تا چه حد واقع گرایانه و مستند بوده است.

۱۹ شهریور ۱۳۹۰
آقای بهمنی گفته که بانک مرکزی می تواند به بانکها اعلام کند که فروش سکه را بیشتر کنند "اما هیچگاه زیر قیمت جهانی عرضه نخواهیم کرد."
سیاستهای دستوری همانند آنچه احمدی نژاد همچنان به آن پایبد است. چنین قشری تصور می کنند آنچه دستور می دهند قابل اجراست، بدون در نظر گرفتن مشکلات و آینده نگری های لازم.

۸ مهر ۱۳۹۰
بنابر اطلاعیه بانک مرکزی ایران، از این پس علاوه بر شعب ارزی بانک های ملی، ملت، صادرات و صرافی ها، "شعب مرکزی سایر بانکها نیز مجاز به فروش ارز مسافرتی می باشند."
دلار:  ۱۳۰۰ تومان

۱ آبان ۱۳۹۰
دلار: ۱۲۸۳ تومان
چنین اتفاقی زمانی اتفاق می افتد که ارزش پول ملی لرزان است و امنیت سرمایه گزاری وجود ندارد.

۰۳ آبان ۱۳۹۰
جــــرس: روز گذشته در حالی رییس كل بانك مركزی نرخ تورم شهریورماه را 17.3 درصد اعلام كرد كه خودش چند روز قبل‌تر از رسیدن نرخ تورم به 18 درصد خبر داده بود.
این اتفاق را نیز شاید بتوان جزعی از سیاستهای دستوری احمدی نژادی دانست. مثلا دستور می دهیم تورم ۱۷ درصد شود!

۱۶ آبان ۱۳۹۰

۲۱ آبان ۱۳۹۰
محمود بهمنی، نرخ ارز مسافری را شناور عنوان کرد و گفت: "اختلاف دو نرخ فرعی و مرجع توسط بانک مرکزی کنترل می شود، این بانک نرخ ارز را هزار و ۱۷۰ تومان برای ارز مسافری مد نظر قرارداده و انتظار داریم که ارز بازار نیز به این سمت سوق یابد و نرخ ارز در کشور تک نرخی شود. اگر ارز را با نرخ غیر واقعی و پائین عرضه کنیم تمام دارایی های کشور خارج می شود."
وعده ای تکراری، بی فایده و البته بدون برنامه.

۲۸ آبان ۱۳۹۰
به گزارش فارس، سید شمس الدین حسینی در حاشیه دومین کارگاه آموزشی بین المللی مشارکت بخش خصوصی عمومی، در جمع خبرنگاران، اظهارداشت: هنوز هم معتقدم قیمت ارز بالاست و آنچه که مشخص است به مردم توصیه می کنیم ارز نخرند و اگر قیمت ارز کاهش یافت از ما گله نکنند.
توصیه ای صرفا سیاسی برای سرپوش گذاری به وضعیت بحرانی ارز و پول ملی.

۷ آذر ۱۳۹۰
رئیس کل بانک مرکزی از کاهش ۸۰٬۰۰۰ تومانی نرخ سکه طی چند روز آینده خبرداد و گفت: بازار ارز و سکه حبابی است.
به مانند قبل حبابی دانستن قیمتها همچنان غلط بوده است.

۷ آذر۱۳۹۰

۲۰ آذر ۱۳۹۰
رئیس کل بانک مرکزی با بیان اینکه اتفاقات سفارت انگلیس برنامه این بانک برای کاهش نرخ ارز را بهم ریخت از تقسیط ۳۶ هزار میلیارد تومان مطالبات معوق بانکی خبر داد و گفت: بانک مرکزی پیش فروش سکه را برای ۴ ماه آینده با نرخ جهانی به‌علاوه سود ناچیزی انجام خواهد داد.
اگر با دولت انگللیس رابطه بانکی وجود نداشت، تحریمها بی فایده هستند، نتیجه این می شود که دیگر کشورهای جهان بازیگر مهمی در تعییر سیاستهای ایران نیستند پس به چه جهت چنین اتفاقی مانع ارزان شدن قیمت ارز شده است؟ آیا این گفتار را نمی توان همچنان دروغ، غیر واقعی و فرافکنانه دانست؟


۱۲ دی ۱۳۹۰
جرس: درحالیکه پیش از این گزارش هایی در خصوص انتقال ناگهانی ذخایر ارزی کشور به داخل منتشر و دلیل آن " پیشگیری از توقیف دارایی های ایران در نتیجۀ تحریم های بین المللی ذکر شده بود، روز یکشنبه و یک روز پس از اعلام تحریم بانک مرکزی ایران توسط آمریکا، رئیس کل بانک مرکزی از انتقال ۱۷ میلیارد دلار از ذخایر کشور به داخل و توزیع آن نزد بانک‌های غیردولتی برای تامین مالی پروژه‌ها و افزایش ۳ هزار میلیارد ریالی سرمایه این بانک خبر داد.

۱۳ دی ۱۳۹۰
رئیس کل بانک مرکزی با بیان اینکه تحریم‌ها برای کشور مشکلی ایجاد نکرده و دشمن به تنش‌های روانی دل بسته است، گفت: استفاده از ابزارهای پولی جذاب، ایجاد ثبات در بازار و مدیریت عوامل روانی مهمترین برنامه‌های بانک مرکزی در ماه‌های پایانی برای بازار ارز و طلاست.

۱۳ دی ۱۳۹۰
دلار ۱۷۸۰ تا  ۱۷۲۰ تومان
نمونه دیگری از برنامه های کارشناسی بانک مرکزی جهت کنترل ارزش ریال و نرخ ارز.

۱۶ دی ۱۳۹۰
محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی ایران گفته بانک مرکزی برای ثبات بازار ارزی برنامه هایی دارد ولی "به صلاح نیست که این برنامه ها را در رسانه ها اعلام کنیم."
آقای بهمنی در عین حال به خبرگزاری مهر گفته که برنامه اصلی بانک مرکزی "تعدیل، تعادل و ثبات بازار ارز و قیمت هاست."
دلار ۱۶۰۰  تومان

حال پس از گذشت چند روز قیمت دلار با وجود برنامه مخفی بانک مرکزی به ۱۷۳۰ تومان رسیده است.

۱۳۹۰ دی ۱۶, جمعه

رها

تقریبا ۲ سال پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد کارشناسان اقتصادی کشور همگی سیاستهای اقتصادی دولت نهم را به باد انتقاد گرفتند. در آن سالها همگی هشدار می دادند که این راه به ناکجا آباد ختم خواهد شد. در مقابل محمود احمدی نژاد دروغ پشت دروغ سرهم می کرد و از راس هرم حکومت تاییدیه می شنید. پس از کودتای سال ۸۸، درحالی که نفس اقتصاد ایران به شمارش افتاده بود، جو امنیتی شدیدی حاکم شد تا حاکمیت را از فروپاشی خودکرده حفظ کند. از آنجا که برقراری چنین جو امنیتیی لزوم وجود منفعت اقتصادی نیروهای وفادار به کودتا را می طلبید، مدیریت ناقص بحران همانند سکته ای شد در پیکر نیمه جان اقتصاد کشور.

به نظر می رسد دیگر اکنون کشور در حال برداشت از مزرعه ای آفت زده است. زمان هشدار سپری شده و اقتصاد در سراشیبی تندی افتاده که دگر به این آسانی راه برگشت ندارد. این همان سرانجامیست که بیش از ۴ سال تمام به آن هشدار داده شد ولی گوش شنوایی نیافت. متاسفانه اقتصاد و مدریت سپاهی بر آمده از پادگانها نتوانستند به درک اقتصاد و مدریت کشور در دنیای واقعی برسند.

منطق در کودتا

با خواندن آخرین پست وبلاگ مجمع دیوانگان موضوعی به ذهنم رسید. آقای طائب یکی از بزرگان و به قول معروف گردن کلفتهای وقایع بعد از انتخابات هستند. یعنی به عبارتی حرفشان برو دارد. دوستی می گفت حرفهای بزرگان کودتا از بالا تا پایین همیشه حامل سیگنالند.

آقای طاثب فرموده اند «حصر موسوی و کروبی به خواست خودشان است». این جمله در نگاه اول خیلی احمقانه به نظر می رسد و مثل هزاران حرف بداهه در قالب موضع گیری انفعالی کودتا ارزش فکر کردن ندارد. اما به نظر این حرف حامل نکاتیست. وقتی فردی در جایگاهی چنین مهم با جسارت اقدام به بیان چنین عبارتی می کند نشانگر وضعیت فکری در اردوگاه کودتا است. قطعا این جمله خریدارهای خاص خودش را دارد، اما به شخصه برداشتم از چنین سخنی سه نکته زیر است:
  • هنوز نتوانسته ایم حتی مدرکی جعلی جور کنیم که موسوی و کروبی را محاکمه کنیم.
  • خودمان می دانیم کارمان قانونی نیست.
  • چون منطق ما را خریداری نیست. خودمان منطقمان را می فروشیم و سپس آن را می خریم.
 

۱۳۹۰ دی ۱۳, سه‌شنبه

جرم، جنایت و تحریم

سخن از عدم شرکت در انتخابات این روزها تنورش داغ است. تقریبا کسی را سراغ ندارم که بگوید انتخابات عادلانه و صحیح خواهد بود. در همین حین مشاور حقوقی قوه قضاییه می گوید تبلیغ تحریم انتخابات جرم است(!) دیگر به جایی رسیده ایم که هرکس از راسته خودش قانون در می آورد و وحی منزل می داندش. سخنی بی اساس در این حد آن هم از یک مشاور حقوقی عالی ترین مقام قضایی کشور گرچه باعث تحیر نمی شود اما سخن از آشوبی سهمگین می دهد. 

ناگفته پیداست زمانی که هر کاری مانند آب خوردن می تواند جرم تلقی شود چرا باید از گناهکار شناخته شدن بخاطر یک موضوع ترس داشت؟ وقتی بخاطر یک مصاحبه حکم زندان برای دختر رئیس مجلس می برید و سپس سایت اطلاع رسانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را به علت «وجود مصادیق مجرمانه» فیلتر می کنید، خدا پدرتان را بیامرزد، این قدرت مطلقه را دارید که تک تک افراد این اجتماع را مجرم بنامید. 

این شیوه گفتار و خط نشان کشیدن بیشتر از آنکه به نظر حقوقی برسد جهت ایجاد رعب و وحشت و اثبات قانون گریزی این مقام قضایی کشور است. چسباندن قوانین به یکدیگر با چسب من درآوردی در یک فضای امنیتی بدون حضور نقاد سخن سهل و ساده است.

زمانی که توان برقرار کردن مختصات حضور من (به عنوان یک نوع تفکر) در یک انتخابات واقعی را ندارید و حتی از نه گفتن من می هراسید مانده ام که به چه دل خوش هستید. بر طبق قانون شهروندی هر کس می تواند انتخابات را تحریم (یا هر اسمی که می خواهی) کند و طبعا دلایلش را نیز بگوید. اگر پس از بحث و جدل سازنده در یک محیط آزاد مشخص شود این دلایل نا عادلانه و غیر منطقیست وظیفه این افراد است که با شور و گونه هایی سرخ در انتخابات شرکت کنند.

نامه تاج زاده در مورد انتخابات فرمایشی مجلس


«اینجانب سید مصطفی تاجزاده در اعتراض به :

۱- عدم رسیدگی به شکایات ما از کودتاچیان انتخابات ۸۸

۲- انتصاب مجدد آقای جنتی و دیگر متخلفان انتخابات پیشین

۳- تداوم دخالت های غیرقانونی نیروهای نظامی و امنیتی در انتخابات آتی و تلاش برای مهندسی آن

۴- حبس خانگی غیرقانونی دو نامزد انتخابات گذشته (آقایان موسوی و کروبی)

۵- انحلال غیرقانونی احزاب اصلاح طلب جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

۶- توقیف و تعطیلی اکثر قریب به اتفاق مطبوعات منتقد حاکمیت تک صدایی

۷- تداوم حاکمیت نظامی و استمرار فضای پلیسی و امنیتی

۸- صدور احکام فرمایشی و فله ای قضایی علیه مخالفان انتخاباتی گذشته

۹- تقلیل جایگاه رهبری نظام به رهبری یک جناح (اقتدارگرا)

۱۰- بی توجهی به پیشنهادهای دلسوزانه و حداقلی خاتمی

و برای:

۱- مقابله با حکومت دروغ و فساد و بی لیاقتی

۲- جلوگیری از استقرار دیکتاتوری مطلقه فردی

۳- افشای مجلس بله قربان گویی که هیچ نقش مهمی در کنترل و امحای فقر، بیکاری، بزه های اجتماعی، انزوای بین المللی و پاسخ گو کردن ارکان حکومت و رهبری نظام ندارد.

در انتخابات نمایشی و غیرآزاد دوازدهم اسفندماه شرکت نمی کنم و رأی نمی دهم».

ما نیز همینطور

۱۳۹۰ آبان ۲۱, شنبه

مسئولیت با رهبر است

محمد نوریزاد در آخرین نامه خود خطاب به رهبر جمهوری اسلامی از فاجعه گفته است و بی خبری رهبری از دزدیهای سپاه را فاجعه ای مضاعف دانسته است.

کار آقای نوریزاد بسیار جای تحسین دارد. این قبیل نامه نویسیهای مکرر ابتکاری بسیار تاثیر گذار است. در هر صورت رهبری اسما یا واقعا سکان دار اصلی نظامی است که حقوق ابتدایی شهروندانش را نقض می کند. باید آنقدر این مسئولیتهای یک شخص را به او متذکر شد تا فکر نکند با استمرار اعمال خلاف منش انسانی جامعه خسته می شود و آن را می پذیرد.

هواپیماهای قطری پاک کردن صورت مساله

وزیر راه امروز به تشریح طرح ورود هواپیماهای قطری پرداخت.

ورود هواپیمایی قطری به ایران می تواند بخشی از مشکل جامعه در مورد امنیت پروازی را مرتفع کند. اما چنین راه حلهایی بیشتر سرپوش گذاشتن بر ضعف دیپلماسی خارجی جمهوری اسلامی در مواجهه با جهان و وضع تحریمهای بیشتر علیه ایران است.

اتهام پراکنی

در خصوص بزرگترین اختلاس خاورمیانه (و احتمالا جهان) در ایران هر روز تقصیر گردن دیگری می افتد. یک روز احمدی نژاد دفتر رهبری را تلویحا متهم می کند. یک روز بانک مرکزی مدیر بانک صادرات و دیگر روز بانک مرکزی پایش به میان کشیده می شود. فارغ از این اتهام پراکنی ها اتهام اصلای متوجه مسولان بلند مرتبه جمهوری اسلامیست که قانون گرایی را حذف کردند تا متحدان خود را حفظ نماید. این همان خطریست که هر حمکومت بی قانونی را می تواند تحت الشعاع قرار دهد.

سیاست بکش و بترسان در لبه تاریکی

دیده بان حقوق بشر برخوردهای حکومت با تظاهر کننده گان را «جنایت علیه بشریت» خوانده است.

خشونت در قبال مردمی که چشمشان دیگر باز شده است کارساز نخواهد بود. در بهترین حالت بشار اسد سوریه را به دره جنگ داخلی سوق می دهد. حکومتی که دچار جنگ داخلی شود دیگر از نظر دیپلماسی خارجی فاقد ارزش و قدرت لازم است. بشار اسد از هم اکنون مهره ای سوخته برای جمهوری اسلامی و برادران حذب الله لبنان خواهد بود.

۱۳۹۰ آبان ۳, سه‌شنبه

رد پای حاج آقا

هنوز جنبه های پروژه ترور سفیر عربستان در آمریکا صریحا اعلام نشده است. با این وجود به نظر می رسد که مسائل مرتبط با این برنامه ریزی نمی تواند ساده باشد. به تازگی حکومت ایران راه حل همیشگی خود را در پیش گرفته و انگشت اتهام را به سازمان مجاهدین خلق نشانه رفته است. شاید در چند سال پیش و قبل از حمله آمریکا به عراق چنین عملی از مجاهدین ساخته بود اما حال که نام آنها جزء سازمانهای تروریستی آمریکا قرار دارد و به دنبال جلب حمایل آمریکاییهاست این اتهام نمی تواند چندان با واقعیت تطابق داشته باشد.

این واقعه به نظر من می تواند از اساس یک صحنه آرایی باشد. اما نه از جانب آمریکا. پس از وقایع انتخابات ۲ سال پیش به واقع چندان ضرورتی برای بهانه تراشیدن آمریکا دیده نمی شود. در ثانی اصحاب رسانه در آمریکا چنین امکانی را به راحتی به دولت آمریکا نمی دهد که چنین اتهامی را بدون مدرک اعلام نماید. پس می تواند نتیجه گرفت که قطعا اسنادی موجود است.

در ایران این حرکت چندان به سود رهبری یا اصولا حکومت ایران نیست. اما حال بیایید مساله را جوری دیگر ببینیم. اگر از ابتدا برنامه چنین بوده است که این نقشه برملا شود. در این صورت با توجه به انتخابات پیش رو تنها گروهی که درون مرزهای جمهوری اسلامی از این مساله سود می برد احمدی نژاد و دار و دسته اش است. چراکه انتخابات پیش روی تنها قدرت نمایی دو جناح احمدی نژاد و رهبری + سپاه است. هرکس بیشتر تقلب کند پیروز است و لازمه تقلب داشتن قدرت است. به قول مهندس موسوی احمدی نژاد اصولا روحیاتش چنین است. حاج محمود با این حرکت یک ضربه هنرمندانه به بدنه سپاه و رهبری جمهوری اسلامی وارد آورده است تا قدرت خود را به رخ بکشد. صحنه سازی چنین جریانی نمی تواند کار چندان سختی برای رئیس جمهور مورد علاقه رهبری باشد. احساسی می گوید درون حکومت همه می دانند چه اتفاقی افتاده است.

۱۳۹۰ مهر ۲۴, یکشنبه

پذیرش یا چه

از یک سردرگمی مزمن در رنجیم. آمریکا انگشتش را به نشانه تروریست بودن به سمت ایران نشانه می رود. رژیمی که مطمئنانا هرچه بخواهد خیر من و امثال من را نمی خواهد. از دیگر سو موضع گیری حکومت ایران که اصولا اصولی را قبول ندارد و طی این دو سال گذشته روز به روز و ساعت به ساعت دروغ گفته است پشیزی نمی ارزد. دیگر حتی اگر راست هم بگوید سابقه وقیحانه اش نمی گذارد حرفش را قبول کنم. نمی دانم این وسط که سر ایران را می برند من باید چه کنم و چه چیز را بپذیرم. 

در هر صورت این موضوع خیلی بو دار است. در حالت عادی خیلی بعید به نظر می رسد که حکومت ایران اینچنین دل به دریا بزند و نفعش را در یک ترور احمقانه ببیند. آن هم با دخالت مستقیم... اما حال اگر فرض کنیم که چنین موضوعی صحت داشته باشد نشان از خودمختاری بسیار خطرناک هسته های مختلف امنیتی نظام حاکمه است که شتابان پیش به سوی نابودی می تازد. امیدورام به زودی ابعاد این موضوع بیشتر روشن شود تا بتوان کمی بهتر در باره آن فکر کرد.

پی نوشت: یک تحلیل خوب پیرامون این اتهام را می توانید در اینجا پیدا کنید.

۱۳۹۰ مهر ۱۲, سه‌شنبه

فشار در فساد

معولا استعفا پس از بروز مشکل در یک دستگاه در همه جای دنیا اتفاق می افتد. که می توان دو حالت کلی برای آن متصور شد. اول اینکه خود شخص بی تقصیر باشد اما اتفاق افتاده در مجموعه زیر دست او آنقدر بزرگ باشد که نتوان در مقابل آن مقاومت کرد. در حالت دوم شخص مورد نظر خود در مرکز اتهام قرار دارد و فشار ناشی از آن او را مجبور به استعفا می کند.

در دستگاهی که پس از یک پیش آمد ناگوار مسئولی استعفا نمی دهد یک جای کار می لنگد. یا از این دست حوادث آنقدر زیاد می افتد که شخص صاحب منسب دچار شوک نمی شود یا اینکه او آنچنان به زنجیره قدرت متصل شده است که فرو افتادنش فسادهای دیگری را رو می کند که دیگر قابل رفع و رجوع نخواهد بود.

پس از رو شدن اختلاس ۳ هزار میلیارد تومانی تقریبا هیچ استعفایی روی نداد. تنها موردی که استعفا کرد رئیس بانک ملی بود که پس از آن از کشور گریخت تا زندگی اعیانیش را در کانادا دنبال کند. به قولی دم به تله نداد.

دلیل استعفا ندادن مسئولین اقتصادی، بانکی و حتی ریاست جمهوری هر چه که باشد نشان دهنده آنچنان فسادی در بدنه حکومت است که بوی گندیده اختلاس ۳ هزار میلیاردی برایشان دیگر آزار دهنده نیست.

پی نوشت:
دو نمونه استعفای داخلی و خارجی:
نمونه این استعفاها، استعفای دکتر معین در واقعه هجده تیر و دیگری استعفای سال گذشته وزیر راه اسکاتلند به علت بارش برف و مسدود ماندن راههای کشورش بوده است.

۱۳۹۰ مهر ۹, شنبه

هر قدم یک اشتباه

مطرح نمودن کشور مستقل فلسطینی شاید مهمترین موضوع در نشست امسال سازمان ملل بود. این مساله با مخالفت صریح آمریکا و اسرائیل رو به رو شد و آن را به شدت رد کردند. در همین حال رهبری جمهوری اسلامی نیز در سخنانی صریح این طرح را به شدت رد می کند و در کنار «منافع مشترک» آمریکا و اسرائیل می نشیند. 
شاید اگر عینک حکومتی را بر چشم بگذاریم، موضوع گیری آیت الله خامنه ای را «دشمن شاد کند» ببینیم. این خود دلیلی روشن بر عدم کارایی و مغلطه آمیز بودن دکترینی بود که خود رهبر جمهوری اسلامی آن را چندی پیش در به چالش کشیدن رهبران سبز ابداع کرد.

۱۳۹۰ مهر ۴, دوشنبه

قابل درک نیست

حمله پلیس به مهمانی ها هیچ توجیه قانونی ندارد. حریم خصوصی قابل تعرض نیست. اینکه رئیس پلیس یک مملکت افتخار خود بداند که به حریم خصوصی شهروندانش تجاوز می کند جای خود دارد. قانون ایران خودمان، همین ایران اسلامی، مشخصا به حریم خصوصی افرد احترام می گذارد. چهاردیواری اختیاری.

حمله پلیس به مهمانی ها همیشه تلفات بر جای گذاشته است. این تلفات هم از نوع روحی بوده است هم جانی. اما نکته ای که آن را نمی توانم درک کنم چرایی این ماجراست؟ تا کنون یاد ندارم که مرجعی (غیر از پلیس) از وجود چنین مهمانی هایی صریحا انتقاد کرده باشد. واقعا چه دلیلی غیر از مسائل مادی می تواند در این بین باشد؟ اقتدار؟ ایجاد ترس؟ به رخ کشیدن خوی وحشی گری؟

کدام از اینها واقعا به نتیجه رسیده است؟